و چه وهم انگیز است تازیانه هایی که به تن نحیف جوانانمان همچو طوفان  فرود می آید وچه شرم آور

که  توان مقابله با تازیانه بدست ها در من نیست.

امروز باز هم اشکهایی که دیگر مسیر عبور را می دانند

وباز فریادهایی که دیگر بغض در گلو نیستند همراهم بودنند

و من همچون کودکی بی پناه پرسه زنان خیابان ها را به امید پناهگاهی پیمودم

اما..................

دریغ که دیگر پناهگاهی نمی یابم

 

پ.ن. امروز ۱۶ آذر روز دانشجو بود و من خوشحالم که دیگر دانشجو نیستم!!!