<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ارتباط زنده </title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com</link>
<description>زندگی بی هیچ وقفه ای در جریان است...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 15 Apr 2013 11:58:10 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مرور گذشته</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/118</link>
<description>وقتی مجبوری برای یه مدت تقریبا طولانی تو خونه بمونی، به گذشته بیشتر از هر چیزی سرک می کشی ،امروز بعد از یه مدت طولانی امدم سراغ اینجا جایی که شاهد خیلی از اشکها و لبخندای من بود،اما الان زمان طولانی می شه که حتی بازشم نکردم،اینجا دوستای خوبی پیدا کردم که خیلیاشون در حد مجازی موندن و بعضیاشونم به دنیای واقعی امدن،اینجا از عاشق شدن نوشتم از جدایی نوشتم از درد از شادی و خیلی چیزای دیگه اما مشغله های زندگی باعث شد یادم بره این برام فقط یه وبلاگ نبود ....</description>
<pubDate>Mon, 15 Apr 2013 11:58:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>آدم</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/117</link>
<description>آدم اســـت دیگر ... گاهی دلـــش می خواهد &quot; کسی &quot; مـــوهایش را نوازش کند ، بوســه بر گونه اش بزند و آروم زیر نرمــه گوشش بگوید : دوســـت دارم:) پ.ن دلم برای اینجا و همه دوستای وبلاگیم تنگ شده بود</description>
<pubDate>Thu, 19 Jan 2012 13:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>زیاده خواه نیستم   </title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/116</link>
<description>زیاده خواه نیستم جاده‌ ی شمال یک کلبه ی جنگلی‌ یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی‌ هیزم کمی‌ آتش مه‌ِ جنگلی‌ کمی‌ تاریکی‌ِ محض کمی‌ مستی کمی‌ مهتاب برای حال بیشتر ... چند نخِ سیگار و بوی یار و بوی یار و بوی یار پ.ن.دلم شمال می خواد با یه جنگل مه آلود</description>
<pubDate>Sat, 17 Dec 2011 12:08:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>ليلي</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/115</link>
<description>همیشه مجنون مرد نیست گــاهی زنی ست به اسم لیلی . پ.ن.........................</description>
<pubDate>Fri, 11 Nov 2011 11:58:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
<item>
<title>پایان</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/114</link>
<description>رابطه‌ی انسانی عمر مفیدی دارد. متاسفانه داستان‌های عاشقانه با ریاکاری و احساسات‌ گرایی چنین باوری ایجاد کرده‌اند که عشق هرگز نمی‌میرد . نه دوست من! عشق هم می‌میرد، یک باره احساس می‌کنی دلت تنگ نمی‌شود،همیشه هم اسمش هرزگی نیست . گاهی اوقات واقعا همه چیز تمام می‌شود تمام تمام تمام .. . جوری تمام می‌شود که انگار هرگز نبوده است .</description>
<pubDate>Sun, 28 Aug 2011 11:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/114</guid>
</item>
<item>
<title>حسادت</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/113</link>
<description>حسادت نکن این که بغل گرفته ام زانوی غم است.</description>
<pubDate>Fri, 19 Aug 2011 11:29:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/113</guid>
</item>
<item>
<title>آهای با تو ام با تو</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/112</link>
<description>آهای با تو ام با تو نمی دانم چگونه خطابت کنم چون هیچ واژه ای برایت نمی یابم اما این بار مخاطبم تویی البته فرقی هم نمی کند که بگویم مخاطبم تویی یا نه چون تو عادت کرده ای که در هر چه که می نگارم به دنبال خود بگردی،انگار که من دیگر هیچ دغدغه ای در این دنیا جز فکر به تو ندارم. نمی گویم هیچ وقت در افکارم پرسه نمی زدی ،نه اما خیالت جمع زمان زیادی است که حتی دیگر به تو فکر نمی کنم و حتی خاطراتت را هم مرور نمی کنم شاید چون پذیرفته ام که به قول خودت لایقم نبودی پس</description>
<pubDate>Mon, 01 Aug 2011 15:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/112</guid>
</item>
<item>
<title>هرزگی</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/111</link>
<description>هرزگی چشمان عاشق از هوسرانی نیست گاه تنها دلیلش لجبازی کردن با معنی پاک عشق است زیرا عشق پاکش را غریبه ای آلود. پ.ن.گاهی آدما بدون اینکه بدونن تا آخر عمرشون باید گناه هرزگی بعضیا رو بدوش بکشن چون خودشون مسبب این اتفاق بودن .</description>
<pubDate>Sat, 30 Jul 2011 09:49:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/111</guid>
</item>
<item>
<title>دروع</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/110</link>
<description>هنوز دروغهایـت را در گنجه دارم گاهی باورشان میکنم و باز عاشقت می شوم اما دوباره به خود نهیب می زنم که دوستاشتنش تنها حماقت زندگیم بوده و بیخیال می شوم.</description>
<pubDate>Fri, 10 Jun 2011 12:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/110</guid>
</item>
<item>
<title>نفرین</title>
<link>https://ertebatezende.blogfa.com/post/109</link>
<description>تو ،کوزه ام بودی دریا را نخواسته بودم آهای خدای بخیل ! دریا برای خودت نمی فهمی آب،آب است؟ نفرینت کنم عاشق شوی؟ پ.ن.دیروز تولدم بود و چند حس متناقص رو با هم داشتم</description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2011 12:29:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>ertebatezende</dc:creator>
<guid>ertebatezende.blogfa.com/post/109</guid>
</item>
</channel>
</rss>
